به بهانه سالروز شهادت داریوش رضایی‌نژاد:
هیچوقت به فکر نجات جانش نبود!
هیچوقت به فکر نجات جانش نبود!
تاریخ درج خبر : یکشنبه 31 تیر 1397 ساعت 08:27
 
عد از ترور شهید شهریاری و دکتر عباسی، پیش‌بینی شده بود که او را هم ترور می‌کنند. اما داریوش هیچ کاری نمی‌کرد. مثلاً بیاید برویم آبدانان، یا اینکه برویم یک جای امن. شاید احساس مسئولیت می‌کرد
به گزارش آبدانان خبرداریوش رضایی نژاد در صبح پنج شنبه ۲۹ بهمن سال ۱۳۵۵ در شهرستان آبدانان به دنیا آمد وی در مهر ماه ۱۳۷۳ برای تحصیل در مقطع کارشناسی در رشته مهندسی برق، گرایش قدرت، در دانشگاه صنعتی مالک اشتر اصفهان پذیرفته شد. داریوش رضایی نژاد به محض فارغ‌التحصیلی به عنوان پژوهشگر در مراکز مهم تحقیقاتی و علمی کشورمشغول به کار شد.

در همان نخستین سال شروع به کار، در آزمون کارشناسی ارشد سال۱۳۷۸ در رشته مهندسی برق، گرایش قدرت و مشغول به ادامه تحصیل در دوره کارشناسی ارشد شد.و در چند سال اخیر ضمن تدریس و انجام فعالیتهای تحقیقاتی مسئول اجرای بسیاری از طرح‌های تحقیقاتی در دانشگاه‌های صنعتی مالک اشتر، تهران، شهید بهشتی و خواجه نصیرالدین طوسی بود.

و در یکم مردادماه که یادآور یکی از تلخ‌ترین اتفاقات تاریخ معاصر کشور  است. که در آن روز داریوش رضایی‌نژاد دانشمندان هسته‌ای کشورمان به ناجوانمردانه‌ترین شکل ممکن و در پیش چشم همسر و دختر خردسال خود به شهادت رسید. در زیر برخی از خاطرات او را با هم مرور کنیم:

 
 
کاری را انجام می‌دهم که به درد دیگران بخورد
 
در یک مسأله علمی‌ پیچیده گیر کرده بودیم و راه حلی برای آن پیدا نمی‌کردیم. گفتیم رضایی‌نژاد می‌تواند کار را ادامه بدهد، موضوع را با او در میان گذاشتیم و مبلغ زیادی هم پیشنهاد کردیم. بی‌توجه به مبلغ پیشنهادی ما گفت: این مسأله به دردی هم می‌خوره؟
ما هم گفتیم: نه، به دردی نمی‌خوره، اما اینطوری ما اولین گروهی هستیم که توی جهان این مسأله رو حل می‌کنه.
 
داریوش گفت: من اگه تو زندگیم بتونم، یه چوب کبریت یا یه پیچ‌گوشتی درست کنم که به درد چهار نفر بخوره، خیلی بیشتر برام ارزش داره تا اینکه بخوام بگم دستگاهی رو درست کردم که هیچ‌ کس مثل اون رو نداره یا مسأله‌ای رو حل کردم که هیچ کس حل نکرده. (راوی: همکار شهید)
 
وجدان کاری
 
یک روز آمدم، دیدم داریوش در آزمایشگاه من مشغول کار است. از منشی پرسیدم: من با آقای رضایی‌نژاد قرار داشتم؟ گفت: نه. جلو رفتم و پرسیدم: داریوش اینجا چه کار می‌کنی؟ گفت: «بعضی از دانشجوهای تو از من سئوال داشتند، نمی‌شد تلفنی حل کنم. قرار گذاشتم تا در آزمایشگاه مسأله‌ها رو حل کنم.» برای من عجیب بود. آنها دانشجویان من بودند و داریوش هیچ مسئولیتی نسبت به آنها نداشت. فقط وجدان کاری او بود که  به آنجا کشیده بودش. (راوی: همکار شهید)
 
سریالی که هیچوقت نتوانست ببیند
 
داریوش اصلاً اهل تلویزیون نبود. اما این اواخر تا از سر کار می‌آمد می‌نشست پای تلویزیون و مرتب شبکه‌ها را بالا و پایین می‌کرد. گفتم: «چی شده؟ تلویزیونی شدی!» گفت: «بچه‌ها گفتن قراره یک فیلم در مورد شهید بابایی پخش کنن می‌خوام ببینیم زمان پخشش کیه. نکنه از دست بدمش.» به او فرصت این را ندادند که حتی یک قسمت از «شوق پرواز» را ببیند؛ ولی ما به یاد او سریال را دنبال کردیم. بعد از آن هر جا عکسی از شهید بابایی را می‌بینیم یادی از داریوش می‌کنیم. (راوی: همسر شهید)
 
هیچوقت به فکر نجات جانش نبود!
 
بعد از ترور شهید شهریاری و دکتر عباسی، پیش‌بینی شده  بود که او را هم ترور می‌کنند. اما داریوش هیچ کاری نمی‌کرد. مثلاً بیاید برویم آبدانان، یا اینکه برویم یک جای امن. شاید احساس مسئولیت می‌کرد و می‌ترسید پروژه‌ها لطمه بخورد، شاید هم اجازه نمی‌دادند که استعفا بدهد. نمی‌دانم… به هرحال داریوش اصلاً به فکر نجات جانش نبود! (راوی: همسر شهید)
 
زندگی‌هایی که فلج شد...
 
رفتار داریوش با دیگران به صورتی بود که پس از مدت کوتاهی، هر کس احساس می‌کرد که جزو دوستان صمیمی‌داریوش است. برای همین کم کم داریوش در زندگیش جایی پیدا می‌کرد و جزء مهمی‌از زندگی آن فرد می‌شد. او اهل جنب و جوش و تحرک بود و در زندگی افراد زیادی صاحب نقش‌های مهم بود. برای همین، وقتی به شهادت رسید تا مدتی زندگی خیلی از کسانی که با او رابطه داشتند، فلج شده بود. (راوی: همسر شهید)
 
دغدغه فقرا و تنگدستان
 
در روزهای بعد از شهادت، همه جا حرف از داریوش بود و ذکر خیر او می‌کردند. پدرش می‌گفت: هر سال دو سه بار برای من پول می‌فرستاد تا به فقرا بدهم. پدر خانمش را هم که دیدم به این موضوع اشاره کرد. بعضی از رفقای نزدیکش هم گفتند مبلغی برای فقرا به حساب ما می‌ریخت. تازه فهمیدم داریوش چقدر اهل انفاق و اخلاص بوده. ایشان پول را تقسیم می‌کرد تا مبلغ انفاقی به چشم نیاید و هیچ کس پیش خودش فکر نکند: «داریوش چقدر دست و دل باز است.» (راوی: دوست و همشهری شهید)
 
تواضع در زمینه علمی
 
برای یک کار علمی‌، در سایت «سیویلیکا» جستجو می‌کردم چند تا مقاله خوب پیدا کردم. یک مرتبه اسم داریوش به چشمم خورد. باورم نمی‌شد که برادرم در این سطح علمی‌ باشد. روز بعد، داریوش را دیدم و گفتم: «داداش، شما، تو سطح عالی مقاله داری و ما نمی‌دونیم.» داریوش مثل همیشه خندید و با زیرکی و طبع شوخی که داشت، بحث را عوض کرد. (راوی: برادر شهید)
کد خبر: 29545
Share
 
 
 
 
تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است
 
نام شما:   
آدرس ایمیل:  
نظر شما: 
 


 

رهبر انقلاب رحلت آیت‌الله مؤمن را تسلیت گفتند

نوبخت: بسته‌های حمایتی ۲۰۰ هزار تومانی بین ۱۶ میلیون خانوار توزیع شد

پاکستان رفتار گذشته خود را اصلاح کند/ هشدار درباره کسری پنهان ۱۰۰ هزار میلیارد تومانی بودجه

بیانیه رهبر انقلاب درباره گام دوم انقلاب مورد توجه بیشتر قرار گیرد

نيمه اول سال آينده پایان حفاری تونل كبيركوه

زلزله صبح امروز در بخش «سرابباغ» خسارتی نداشت

«سرابباغ» آبدانان لرزید

زمین لرزه «سراب باغ» خسارتی نداشت

«سراب باغ» ایلام لرزید

رهبر انقلاب: مسؤولان فریب خدعه اروپایی‌ها را نخورند و مراقب باشند برای مردم مشکل ایجاد نکنند

دلیل قاچاق گوشت، ارزانی آن در ایران است/ ما همان دولتی هستیم که تورم را کنترل کردیم

یک علی برکت الله هم برای سفره مردم بگویید

نقش FATF در تحریم‌های شورای امنیت علیه ایران چیست؟ + سند

برخلاف همیشه، کنفرانس مونیخ به افزایش شکاف آمریکا و اروپا منجر شد

تراکتورسازی ترین‌های هفته را درو کرد/ فرکی ناکام هفته شد

نتیجه آمایش سرزمین روند توسعه ایلام را تعیین می کند

1400 پایگاه امداد و نجات، نوروز 98 در سراسر کشور دایر می شود

آغاز توسعه آستان امامزاده سیدصلاح الدین محمد (ع)

اتوبوس مسافران در ایلام دچار آتش سوزی شد

راهپیمایی 22 بهمن نقشه های دشمنان را نقش برآب کرد

یادواره شهدای لشکر11امیرالمؤمنین (ع) و چهلمین روز مدافع حرم حاج "عبدالصاحب طهماسبی" + فیلم و تصاویر

جاسوس آمریکایی چگونه جذب ایران شد؟

ظریف در مونیخ درباره برنامه موشکی ایران چه گفت؟

متن کامل طرح اصلاح قانون ممنوعیت بکارگیری بازنشستگان

ساخت زیردریایی بعثت و ناوشکن 6500 تُنی در دستور کار صنعت دفاعی

قدرت ما تهدیدی برای دیگران نیست

تونل کبیرکوه 360 نقطه حادثه خیز بین دره شهر و آبدانان را حذف می کند

شرکت تعاونی روستایی صفا آبدانان سود سهام توزیع می کند